جاودانگی

در تقدیرم اگر آفتاب نباشد
اگر زمین طعم تشنگی به کامم بریزد
یا حتی اگر آسمان با من قهر کند
چرخ نچرخد و ابر اگر نبارد
پروانه باید که نهراسد
اوست که باید مردانه عاشق باشد
شمع را آغوشی گرم باید
تا دم به دم بمیراند و جاودانه کند
من نمی ترسم... جاودانه ام کن!

i love you

/ 9 نظر / 9 بازدید
محدثه

...یه جوری شدم، یه جور خوب... سلام، والا کیک که نه دیگه![زبان] به شیرینیش رضایت بدین حالا، آره خوب یادمه، اتفاقا خوشحالم که یه حضور اونقدر بزرگ شده که تولدم یادتون رفته[لبخند] تا همیشه عاشق

نازنین

سلام. خسته نباشید. بعد از مدت ها اومدم به وبلاگتون سر زدم.. یه کم سوت و کور شده چرا؟؟ موفق و پاینده باشید.[گل]

سارا

[گل] از شعر قبلی هم خیلی لذت بردم. چه لطیف بود.

مینا

سلام باز هم مثل همیشه از اینکه به این وبلاگ سر زدم خوشحالم اما ناراحتم هستم چون جوابی بهم نمیدی خیلی بدههههههههههه منتظرم

یقین

سلام محمد آقا. اعیاد در پیش رو مبارک. چه حماسی نوشتی!احسنت! اما من معتقدم:مبادا آسمان با من غریبه! نمی دونم شاید مفهوم آسمان من با آسمان شعر تو با هم فرق داشته باشه!به هر حال التماس دعا داریم...

معلمی از بهشت

سلام. سال نو مبارک. امیدوارم در سال جدید به مراد دلت برسی و خدا بهترین ها رو برات کنار گذاشته باشه[لبخند]

آوین

سلام. سال نو مبارک.[گل] امیدوارم سال خوبی براتون باشه و این حال و هوای خوب همیشه بر قرار باشه. آپ نمی کنید؟

...

با اینکه کسی نگفت سال نوتون مبارک ولی سال نوتون مبارک

عالیه