انتظار...

یکسال پیش

ماه رمضان پارسال

سفره افطاری که پهن میشد

هنوز ما دور سفره بودیم که می اومدی

با یه کیسه نون و پنیر

از مسجد که برمیگشتی

اون تسبیح سفید و مشکیت هنوز خاطرم هست که توی دستت بود

من منتظرت بودم

گرچه بهت نمیگفتم

حالا هم منتظرت هستم

ولی میدونم که دیگه کسی نمیاد

میدونم که جایی که الان هستی حتما از اینجا بهتره

چون هر جا تو باشی بهترین جای دنیاست

منتظرت هستم بابا

برات دعا میکنم

برام دعا کن.

/ 2 نظر / 34 بازدید
محب ولایت

سلام علیکم طاعات و عبادات قبول خداوند پدر بزرگوارتان را غریق رحمتش گرداند[گل]

محمدرضا

سلام وبتون معرکس افتخار تبادل لینک میدید؟