تکه ای از قلبم

سال 92 تمام شد و من

تکه ای از قلبم را کنار خاطره ای به یادگار جا می گذارم.

خاطره ای که برای من زنده است و حاضر

گویا در خانه منتظر من است.

بعد از ظهر ها مسجد می رود.

شب که دیر می آید دلواپسش می شوم.

جمعه ظهر ها با هم ناهار می خوریم.

شب ها با من درد و دل می کند. از روزگار می گوید.

آن گوشه نشسته و کتاب می خواند.

دست روی سر امیرعباس می کشد.

من در گذشته نمانده ام. گذشته به آینده آمده است.

نه! من تمام قلبم را جا گذاشته ام.

و تکه ای را برای یادگار به سال جدید می برم.

تکه ای که اگر هنوز می تپد

به خاطر همان خاطره است.

سال نو مبارک.

/ 1 نظر / 58 بازدید
...

سلام من از 86 وبلاگ نویسم ولی پشیمونم که چرا اینقدر وبلاگ عوض کردم آفرین به شما چه حالی داری حتما مجرد بودی حالا متاهلی و شایدم بچه[لبخند] قلبت پر از عشق، تنت سالم، جیبت پر از پول[گل]