شب قدر

باز می آید آن شب قدر که از افق عشق طلوع می کند و مرا مجنون نور خویش می سازد.
باز هم شب قدری.. دعای خیری... آرزوی نگفته ای... طلب بخششی...
خدایا! چه میشد اگر همین امشب همه گلهای نرگس دنیا را به برکت ظهورش می خنداندی؟
خدایا! چه میشد اگر چشمان گنهکار و خواب زده و بیمار ما را آینه حضورش میکردی؟
شفای درد هجرانش را ازکدام طبیب وکدام داروخانه بجوییم که دردی نیفزایدوآهی بردل ننشاند؟
خدایا! دلشکسته آدمها اگر هستم چه باک که تویی دلدار و تویی نگهدار و تویی غمخوارم.
شب قدر، فرصت فرجام خواهی از دادگاهی است که شاکی، جز فطرت سرافکنده خویش و متهم، جز نفس عصیان زده خویش نیست.
خدایا! اگر تو نبخشی،این محکمه هرگز به پایان نمی رسد.متهم بنده حقیرتوست.تنهای تنها.
خدایا! دعای مرا می شنوی و می شنوم که میگویی شنیدم! بنده ی من!
خدایا! به عظمت این اشک ها که به چشمانم می بخشی تو را قسم که آبرویم را نریز.
خدایا! به قلب مهربانی که ازوجودت در آن دمیدی ترا قسم که آتشفشان عشقم راخاموش نکن.
خدایا! باران سلامت و سعادت را بر جسم و روح خسته بندگانت ببخش. یا غیاث المستغیثین. 
خدایا! دعاهایمان بسیار است و شب کوتاه و ما خسته تر از همیشه. تنهایمان نگذار.

اللهم صل علی محمد و آل محمد

/ 10 نظر / 11 بازدید
یقین

تو مپندار کز اين در به ملامت بروم////دلم اين جاست بده تا به سلامت بروم.... التماس دعا داریم قربان....

نسرین تهرانی

سلام شب های نازنینی است این شب ها در برهوت روح آدم ها ... ما را از دعا فراموش نفرمایید

محدثه

از پایین سطور سه و چهار...هیشکی جز شما نمی تونست نویسندش باشه... التمای دعا

محسن

خیلی زیبا بود محمد جان ما را هم از دعای خیر فراموش نکن

حامد بستان

تو که آهسته می خوانی قنوت گریه هایت را میان ربنای سبز دستانت دعایم کن

آوین

یه مشت سوال توی ذهنم که کسی نیست تا بهشون جواب بده یه مشت حرف توی دلم یه دنیا تنهایی و قطره های اشکی که شیشه ی عینکم رو خیس می کنه و زود پاک می شن تا مبادا کسی بفهمه هیچ وقت به اندازه این روزها دلتنگ نبودم برای رفتن به جایی که هیچ کدوم از ادم های دوروبرم نباشن هیچ ادمی و مهمتر از همه خودم این خودی که خیلی وقته خستم کرده این روزها زیاد ادم هایی رو دیدم که فکر می کردن مهم هستن ولی پوچ بودن و من ناتوان از اینکه بی ارزشی اون ها رو بهشون نشون بدم.خستم ای کاش همه چیز یک جور دیگه بود. ای کاش............... می گن این دنیا دیگه مثل قدیما نمیشه دل این ادما زشته دیگه زیبا نمیشه[گل]

حمید

نمی دونم از این حرفم چی برداشت میکنی ولی !! الهی قمشه ای میگفت شاعر اونی هست که هر کی شعراش رو بخونه حالش خوب بشه بعد مثال زد مولوی همون شاعر بزرگ برای شیطان که اینقدر بده نشانه پلیدی و زشتی این صوبتاست برای اون هم شعر گفته! ببین چقدر دلسوز بوده برای شیطان هم دلش سوخته که مولوی میگه ای شیطان من یادم نیست شعرش ولی مفهوم و منظورش یه همچین چیزی بود که ای شیطان بیچاره بدبخت دلم برا میسوزه تو فرشته بودی از آتش بودی من خاک بودم آدم بودم بعد اومدم به تو وعده جهنم دادن به من بهشت ای بدبخت بیچاره ! خدای شیطان هم این شعر رو بخونه حالش خوب میشه دیگه!! باهاش مثلا همدردی کرده منم منظورم نمی دونم فهموندم یا نه همین قدر که یه شاعر فقط به یه جهت نگاه میکنه بالا !! نه به 6 جهت!! جلو عقب چپ راست بالا پایین این شعرت هم جالب بود خدایی قشنگ بود تعارف که با هم نداریم می کشمت [عصبانی] [خنده]