به خانه برگرد...

باید جایی همین نزدیکی ها باشد

می دانم که هست... یعنی امیدوارم

می خواهم که برگردد

دوباره مهمان خانه ما شود

بماند، بخندد، بخواند، نرود!

گویی سالهاست گم شده است

خودش رفت یا گم شد؟ یادت هست؟

دیدی چگونه تنهایمان گذاشت؟!

من فقط می دانم

تنها نرفت!

با کسی رفت که درد را به یادگار گذاشت

یادش به خیر

چه اسم قشنگی داشت...

شادی!

/ 3 نظر / 37 بازدید
م. یزدی

سلام هنوز هم این دفتر خاطرات را گهگاه می آیم و ورق میزنم دوستش دارم نویسنده ی خوش ذوق و خوش قلمی دارد...

مهدی

عشق یک واژه ی زلال است ، تو باید باشی قلب من زیر سوال است ، تو باید باشی فال حافظ زدم آن رند غزلخوان هم گفت... زندگی بی تو محال است ، تو باید باشی... [گل][گل][گل][گل]

یه دوست

خدا رحمتشان کند