قول

مرا ببخش که دلتنگی هایم را در قلب تو می نویسم.

مرا ببخش که هجوم غصه هایم در میان صفحات تو آرام می گیرند.

اگر نبودی بغض هایم را چه می کردم. کجا ابر بهاران می شدم؟

باور کن زندگی سخت است. تو که سالهاست همدم منی می دانی.

سخت است قول بدهی در اوج اندوه و سرخوردگی بخندی. سخت نیست؟

سخت است قول بدهی همیشه ظاهرت شاد باشد. وقتی نیست!

سخت است قول بدهی چشم و گوش بر دنیا ببندی و بی تفاوت باشی.

اگر سخت نیست پس چیست؟ شیرین؟ زیبا؟ جذاب؟ رویایی؟... نیست!

کاش زبان گفتن داشتی

کاش حرف می زدی و برایم از خاطرات دیروز می گفتی.

روزهایی که مرا به خاطر سادگی من می خواستند.

هر چه که هستم. هر چه که بودم.

چرا دلتنگ نشوم؟ چرا آوار غم را باور نکنم؟ کاش می شد.

 

قول می دهم تا تو بخندی.

تو هم قول بده در خود شکستنم را نبینی.

نوشته هایم را نخوانی. بغض های پنهانم را نبینی.

و اشکهایم را.

فقط بخند.

/ 1 نظر / 25 بازدید
مژگان

پارسال دوست وامسال غریبه !