دردهای من

درد مردم زمانهاین آخرین نوشته امسال نیست! یعنی دوست نداشتم و ندارم که اینجوری تمومش کنم. خیلی حرفها توی سینه ام هست که هر شب سعی میکنم جمع و جورشون کنم و بنویسم اما چیزهایی توی زندگی هست که همیشه قلم رو برام سنگین میکنه و اجازه نوشتن نمیده. بازی با واژه ها برای یه نویسنده - هرچند مبتدی و کم تجربه - اونقدرها مشکل نیست اما تا درد درون واژه ها و کلمات، درک نشن هیچ شعر و قصه و رمان و تحلیل و نقد و تفسیری ارزش اجتماعی نداره. گرچه ممکنه ارزش ادبی داشته باشه.
دیگه مدتهاست توی وبلاگم از سیاست نمینویسم. اصلا هم علاقه ای به چیزی که فقط قانون جدید بردگی آدمهاست ندارم. قانون دنیای به اصطلاح متمدنی که میگه "همه با هم برابرند ولی عده ای برابرترند!" ولی بعضی موارد هم وجود دارند که شاید قیافه سیاست و حکومتی داشته باشند اما در واقع در حوزه درایت و شعور قرار میگیرند. لازم نیست زرنگ باشی تا درکشون کنی فقط کافیه بفهمی. بهتر بگم... کافیه که بخوای بفهمی! خیلی میخوام نگاه بدبینانه ای به اطرافم نداشته باشم اما گویا ممکن نیست. من مثل خیلی از جامعه شناسان معتقد نیستم که جامعه ما به سمت انفجار پیش میره بلکه معتقدم هر روز بیشتر از دیروز از درون تخریب و پوک میشیم.
عدم تعامل ایران با جامعه جهانی هر ثانیه ضربه ای به پیکر مردم وارد میکنه. سینه برافراشتن و دور بازو نشان دادن حکومت ایران به کشورهایی که لحظه ای آسایش و آرامش رو برای ما نمیخوان، ما رو گرفتار مصیبتی کرده که خلاصی از اون به این راحتی ها نیست. اینها حرف سیاسی نیست. اگر عقلی سلیم و چشمی بینا برای دیدن درد مردم زمانه وجود داشته باشه اعتراف میکنه که پریشانی حال و روز این سرزمین به خاطر عدم وجود تدبیر و کج سلیقگی از پایینترین رده تا بالاترین مرتبه حکومت هست. من از شهرام جزایری حرف نمیزنم! براتون دارم از بغض پیرزنی قصه میگم که یه دونه پرتقال زیر چادرش برای نوه گرسنه اش قایم میکنه. از هرج و مرج و ترافیک کیلومتری خیابونی که با یه توهم غیر کارشناسی در عرصه مدیریت شهری به وجود اومده. از مریضی که بیمارستان به دلیل عدم تامین قطعات خارجی دستگاههاش قادر به درمانش نیست. اگه حوصله داشتین تا فردا براتون قصه میگفتم. قصه که چه عرض کنم... واگویی کابوسی سیاه که هر روز گوشه ای از اون رو به چشم میبینم یا میشنوم.
دردهای من نگفتنی،
دردهای من نهفتنی است.
دردهای من،
گرچه مثل دردهای مردم زمانه نیست،
درد مردم زمانه است.
مردمی که چین پوستینشان،
مردمی که رنگ روی آستینشان،
مردمی که نامهایشان،
جلد کهنه ی شناسنامه هایشان،
درد می کند.
‹قیصر امین پور›

/ 43 نظر / 14 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مريم

سلام مرسی که سر زدی اپم دوست داشتی بازم بيا

مريم

گلو های مردم پر از بغض و کينه ست دگر شکوه بس کن که دنيا همين ست

سلام... لینک فیلم سیصد بزغاله محصول جدید کمپانی "خالی بود" !!! حجم: 2.4 مگابایت فرمت: mpeg4 http://www.divshare.com/download/237763-5f4

cam

خيلي فقطه كه نوشته هات مبهم شده ! ديگه مثل قديم! واضح و شفاف نمينويسي! دارم ايراد ميگيرم كه لااقل يه تغييري توي نوشته هاي بعديت بدي! ببخشيد شما در كل شبانه روز همش همينجوري تلخين يا تلخيتون رو ميارين اينجا بروز ميدين؟! عيبي نداره! اگه اينجوريه باشه منم دستم رو ميزارم زيره چونم و آه ميكشم رو با هات احساس هم دردي ميكنم! ميخواي بشينيم اصلا با هم گريه كنيم همينجوري؟ ! معصوميت از دست رفته كه ميگن همينها ....

cam

اخطار ميكنم كه اگه يه مطلب شاد و اميد وار كننده نويسي !!! ديگه وبلاگت نميام! البته اگه به مخاطب اعتقاد داري؟!!

فاطمه

سلام دوست من مرسی از کامنتت سال نو مبارک

يکی از ما دو نفر

سلام دوست عزیز هر دوی ما دو نفر! آنقدر زیبا می نویسی که مهرزاد عاشقت شده ما بهار رو از نگاه مهرزاد تبریک گفتیم سری به وبلاگمون بزن و ببین که بهار ما با بهارهای دیگه فرق میکنه و عید ما هم ...

جيران

ما هر روز داريم به پرتگاه نزديک و نزديکتر ميشيم جالبه که هنوز هم نميخواهند اعتراف کنند که داره اين اتفاق براي کشور ما مي افته.خيلي از مردم هنوز نميدونند که چي داره براشون پيش مياد. مثل کبک سرمون رو کرديم زير برف و فکر ميکنيم کسي ما رو نميبينه. من بارها از بعضي آدم ها شنيدم که تعجب ميکنند چطور توي ايران هستيم واز خيلي چيزها خبر نداريم در حاليکه خارج در مورد کشور ما غوغاست. جالبه نه؟؟؟؟؟ در مورد بهار هم بايد بگم,محمد,خيلي وقته بهار بوي هميشگي رو برام نداره خيلي وقته از اومدنش شاد نميشم خيلي وقته آرزو ميکنم اي کاش زود تموم بشه.....چرا,بهار ميتونه جاده رو براي مسافري آب و جارو کنه اما فعلا براي من تکراربدترين روزهاي زندگيمه. فقط همين. دعا کن که يه روز بهار واقعي رو حس کنم. دعا کن که اون روز بتونم بخندم .دعا کن!!!

فاطمه

سلام قلمتون واقعا زیباست راستی این اهنگی که که تو وبلاگ همه تعریف میکنن من تا حالا نشنیدم میشه به ایمیلم بفرستی ممنون