اولین سلام

گاهی یک سلام، مسیر قصه زندگیت رو عوض می کنه.
گاهی یک لبخند ساده، پاسخ تمام سوالهای بی جوابت میشه.
گاهی یه نگاه پر محبت، تو رو پادشاه سرزمین آرزوها می کنه.
همه زندگی من از همون سلام شروع شد... از لبخند من... از نگاه تو.

/ 10 نظر / 39 بازدید
مژگان شفا

این دلنوشته زیبا لبخند من نگاه تو مرا به اینجا کشانید موفق و کامگار باشی دوست .

مارال

چقدر جالب بود خوشم آمد[گل]

علیرضا

سلام.دم صبحی کلی با بلاگت حال کردم ایول [گل]

بی تا

سلام بینهایت زیبا بود شادباشی[گل]

الهام

چه عاشقانه...اقا جسارتا ما دلمون لک زده برای داستانهای عقشولانه...[گل][گل]

هدیه

مثل داستان قصه از کجا شروع شده... :)

هومن

منم داستان عشقولانه میخوام خواهش می کنم برام بفرستین[فرشته] hooman_dadala_18@yahoo.com[گل][ماچ][هورا]

مسافر شب

برو بابا زن ذلیل .. پس اولشو با چشم چرونی شروع کردی .. ای خدا من هزار بار گفتم قبل از اینکه دختر به تو بدن بیان از من تحقیق کنن اما کو گوش شنوا .. حالا دیه چشم تو چشم دختر فامیل ما میندازی!!! هان .. باشه تا به وقتش حالتو اساسی بتکونم.. فعلا که سلام شما، علیکم گرفته و تخته گاز داری متازونی .. باشه تا وایسی موتور خنک کنی، اون وقت من میمونم و تو و روغن ترمز تقلبی ...

zzahra

کاش همون طوری میموند افسوس با یه خدافظی تموم میشه........