درد بی فرهنگی ما

روزی روزگاری، من و هم سن و سالهای من، در آن زمان که سایه جنگ بر کشورمان سنگینی می کرد به این دنیا آمدیم و با وجود تمام آژیر خطر ها و بمب ها و تحریم ها و کوپن ها به لطف درایت و صبوری پدران و مادرانمان بزرگ شدیم و با نان حلال سفره های ساده شان قد کشیدیم و در جوار فکر و عمل صادقانه آنها صاحب نظر شدیم و قدم به قدم از قلب هایشان عاشقی را آموختیم و چنین شدیم که هستیم.

 

و اینک باز بوی جنگ می آید. نه میان مردم ما و کشورهایی آنسوی مرزها. دیگر بمب خانه ها را تخریب نمی کند. دیگر صدای آژیر مردم را به سوی پناهگاه نمی کشاند. چیزی پنهان به درون مرزهای قلب ما رسوخ کرده است. ما خود دچار بیماری مزمنی به نام بی وجدانی شده ایم که نهایت آن چیزی جز خودکشی اجتماعی نیست. آنقدر سقوط اخلاق را بی اهمیت شمرده ایم که سقوط ارزش پول در مقابل آن ناچیز و بی مقدار است. آنقدر علم و ادب را تحقیر کردیم که واژه هایی پوچ و خاموش شدند. 

 

فرزندان ما در این دوران چیزی سخت تر و ناگوارتر از زمان ما تجربه خواهند کرد. آنها پای به دنیایی می گذارند که کمک کردن رنگ معامله گرفته است و دزدی بوی زرنگی می دهد. دنیایی که فریاد عدالت گستری و انصاف حاکمانش گوش فلک را پر کرده و در حقیقت زورگویی و ناجوانمردی در بطن قلبهای مردمش جای گرفته است. فرزندان ما در دنیایی قدم گذاشته اند که سیاه نیست اما سپیدی اش - بهتر بگویم ادعای سپیدی اش - بیش از سیاهی چشم را کور می کند.

 

کنار پدر و مادرم مینشینم و از آنان می آموزم که برای به ثمر نشاندن زندگی شان چقدر سختی کشیده اند. چقدر زود فراموش کردیم که از چه راههایی دشوار، ما را به این نقطه رسانده اند. اما کاش نسخه همیشه شفابخش آنان برای کشور بی نام و نشان امروز من جواب بدهد. کشوری که دیگر حتی نامش را هم نمی توان با افتخار فریاد زد. کشوری که نامش ایران بود.

/ 4 نظر / 15 بازدید
آناهیتا

سلام چه وبلاگ خوبی دارید.من لینکش کردم. به نظرم وبلاگتان را چاپ کنید به صورت کتاب.خیلی ها که وبلاگهای این چنینین داند مطالب شا را به صورت گلچین چاپ می کنند موفق باشید.

محمدی

جنگ ما جنگ فقر و غنا بود، جنگ ما جنگ ايمان و رذالت بود، و اين جنگ از آدم تا ختم زندگي وجود دارد. امام خميني(ه)

hoda

سلام تازه وبلاگتون پیدا کردم ؛ خیلی خوب می نویسید (با اینکه آقا هستید ) چرا دیگه نمی نویسید قدمت ولاگتون 10 ساله و این جالتر بود