بازگشت

سلام!
من هنوز يه ساعت نيست كه رسيدم. خيلي توي اتوبوس نخوابيدم ولي فعلا سرحالم! مسافرت هم بد نبود و به اون كارهايي كه فكرش رو ميكردم رسيدم. تمام طول راه رو فكر ميكردم! اصلا از همين قسمت اتوبوس خوشم مياد كه به آدم اجازه ميده توي خلوت شب ، وقتي ستاره ها توي آسمون برات چشمك ميزنن ، وقتي صداي آهنگ جلوي اتوبوس يه دم قطع نميشه ، وقتي صداي صحبت يه دختر با چندتا پسر در مورد دانشگاه و زندگي و كاريكاتور و... وعشق به گوش ميرسه ، وقتي راننده به فكر سبقت گرفتن از ماشين جلويي هست و... تو به خودت فكر ميكني به اون چيزي كه بايد فكر بكني.
از امروز دوباره مينويسم. البته همونطور كه در ابتدا گفته بودم قرار نيست هر روز بنويسم. از هفته ديگه هم امتحاناتم شروع ميشه و هم يه عالمه كار دارم كه خدا ميدونه چه جوري ميتونم به همشون برسم.
فعلا تا بعد!

/ 0 نظر / 15 بازدید