مادر

خواب بودی با تنی خسته،

چشمانی به اشک شسته،

وصورتی مملوازدردهای نگفته.

کودکی در خواب بود اما

نگاه بسته نازش

به سوی چشمهای تو بود

دست کوچکش مقابل تو

در تمنای عشق تو بود

خواب بود اما

خنده ای نازک و شیرین

زیر لبهای سرخ و اناری او

چقدر پنهان بود

گرچه مادرش خسته،

در کنارش به خواب دلخوش بود

من در آن صبح با طراوت دیدم

عطر عشق پیچیده

چیزی از قلب ها به هم جاری بود.

/ 3 نظر / 21 بازدید
کربلایی محمدرضا کاشانیان

از صفای ضریح دم نزنید حرفی از بیرق و علم نزنید گریه های بلند ممنوع است روضه که هیچ سینه هم نزنید کربلا رفته ها کنار بقیع حرفی از صحن و از حرم نزنید با سلام پیشنهاد میکنم متن کامل این شعر رو بخونید و حتما نوای دیجیتال خوانده شده این شعر را دانلود نمایید . متن کامل و نوای دیجیتال این شعر در پایگاه اینترنتی بین الحرمین زاهدان منتظر حضورتون و نظرات ارزشمندتان هستیم ملتمس دعای فرج علوی و حسینی باشید یا علی علیه السلام

ناهيد

واقعا نميدونم چه چيزي برات بنويسم . فقط همينو ميخوام بدوني هميشه لذت ميبرم ازخوندن نوشته هات عزيزدلم

roya

سلام گلم وب زیبایی داری به منم سز بزن rooooyaaaaa.blogfa.com